أحمد بن حامد كرمانى
48
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
بعضى آدمى كه ازين حالت بيرون نيست به آن هواست و خوردن و آشاميدن و حركت و سكون و چيزى در تن باز ماندن و بيرون آمدن خواب و بيدارى و احداث نفسانى چون شادى و اندوه و انديشه كارها و ايمنى و ترس و عادت كه طبع آنست . [ مقالت دوم در حفظ صحت بدن بحسب فصول سال ] اما حال هوا كه ازجمله حفظ صحت يكى هواست كه دمزدن و نفس - كشيدن به واسطهء آن تمام مىشود ، هرگه هوا درست باشد و هرفصلى از سال بر مزاج خويش بود سبب تندرستى باشد ، چنان كه جالينوس مىگويد كه بايد غرض در همهء ابواب اعتدال باشد ، اما در هوا چنان كه از سرماى او قرار در تو نيايد « 1 » و از گرمى او عرق نكنى ، و مزاج مردم به اختلاف هوا بگردد چنان كه كسى در هواى سرد [ 12 ] و تر پرورده باشد پس انتقال كند به هواى گرم و خشك و مزاج او بگردد و بيمارى پيدا آيد ، و بر ضد اين همچنين . و حفظ صحت به اعتدال هوا چنان باشد كه از هواى سرد و گرم احتراز كند و در هواى سرد هيچ عضو را برهنه نكند و خود را به جامههاى گرم پوشيده دارد - خصوصا در اول سرما كه تن از هواى گرم بيرون آمده باشد و هواى سرد زودتر اثر كند - و در سحرگاهان و بامدادان از جامهء خواب گرم شده باشد از هواى سرد زودتر برنجد و در هواى گرم از گرمى هوا و تپش آفتاب احتراز كند و [ در جائى كه ] از تپش آفتاب دور باشد مقام كند و آنجا آب بزنند و اوانى پاكيزه و ميوههاى سرد و تر چون سيب [ 13 ] و امرود و ترها چون كاهو و كاشنى و برگ بيد و برگ مورد . و اما در تدبير طعامها و نگاه داشتن آنچنان بايد كه مردم غذا آنوقت خورند كه شهوت صادق پيدا شود و ثقل طعام خورده جدا گردد ، و نواحى زير شكم سبك گردد ، و حركتى موافق كرده آيد ، و چون شهوت صادق پيدا آيد دفع آن نشايد كردن و زود غذا بايد خوردن و احتراز كند از آنكه معده بيكبار پر شود ، بلكه چنان بايد كه هنوز كرده و شهوت طعام باقى باشد كه دست از آن بازدارد ، و اگر وقتى معده پر شود چنان كه تنگى نفس آورد و دردسر و پهلو ، در حال قى بايد كردن و اگر اتفاق نيفتد خواب بسيار بايد كردن [ 14 ] و حركت بسيار ، و روز ديگر غذا كمتر خورد ، و از عادت و اوقات طعام خوردن نگاه بايد داشت ، و كمتر آنست كه در شبانروزى يك نوبت خورد و بيشتر آنكه دو نوبت به اعتدال نزديكتر و آنكه در دو روز سه نوبت خورد يكروز بايد كه
--> ( 1 ) - شايد فرار در تو نيايد ؟ و شايد هم : قرار از تو نربايد .